محمد بن جرير الطبري ( مترجم : بلعمي )
736
تاريخ الطبرى ( تاريخنامه طبرى ) ( فارسي )
خبر ملك و عظمت و پادشاهى انوشروان چون نوشروان سيف ذى يزن را به ملك بنشاند و ملك يمن مر نوشروان را شد ، خواست كه ملك شام نيز او را باشد تا با ملك عراق پيوسته بود . و به روم اندر ملكى بود نامش يخطيانوس ، نوشروان سپاهى بفرستاد به روم . پس ملك روم كس فرستاد به نوشروان و صلح خواست . نوشروان صلح كرد بر آن شرط كه روم و شام و عراق او را بود ، و زمين عراق و حجاز و باديه خود نوشروان را بود . ملك روم هديه ها فرستاد ، و ملك روم را به زمين شام مردى بود ، نام وى [ خالد بن ] جبلة بن ايهم الغسّانى ، از غسّانيان كه ملك شام پيش از آن ايشان را بوده بود ، و نوشروان به زمين عرب منذر را ملك كرده بود و به حيره بنشانده ، و جزيره و حيره و موصل و حجاز و تهامه و عراق و طايف و عمان همه او را بود ، و ملك انوشروان از عراق تا يمن پيوسته شد از سوى باديه و حجاز ، و دو سال هم بر اين بود . پس اين [ خالد بن ] جبله ملك شام بمرد . ملك روم پسر [ خالد بن ] جبله را داد ، خالد بن جبله ( ؟ ) خالد از شام تاختن آورد و با سپاه بسيار به حدّ جزيره و به حدّ منذر اندر آمد و كشتن و غارت كرد و خواسته ببرد . منذر سوى نوشروان بدين حديث نامه كرد و دستورى خواست كه با ملك شام حرب كند . نوشروان نامه كرد به ملك روم كه اين عامل تو از شام به حدّ ما اندر آمد و دانم كه به فرمان تو بوده باشد اين كار ، بفرماى تا آن خواسته به منذر باز دهد و ديت آن كشتگان بدهد ، و اگر نه من از صلح